دارم مي رم مشهد.... باز دارم مي رم تا گنبد قشنگش رو ببينم.. برم و هزار تا دعا كنم... هزار تا آرزو... هزار تا يه آرزو.... دارم مي رم باز هواي خنك صبح مشهد بخوره به صورتم و دعا كنم... دارم مي رم تا دوباره وقتي دارم وارد صحن مي شم تو ذهنم اين روايت رو بيارم كه امام رضا دم در مي ايسته و به زائر هاش سلام مي كنه و به خودم بگم الان به من هم خوش آمد مي گي؟....
دارم مي رم هزار تا دعا كنم... هزار تا حرف...
نائب الزياره ي همه هستم... همه....
يا علي
.....
گاهي فقط یاد یه چیزایی تو رو آروم می کنه... وقتی دلت می گیره فقط دوست داری به اون چیزی که توي ذهنته تکیه بدی و آروم بگیری .... توي وقت اضافه ات بين كارهات مياي و يه چيزي ميخوني كه جلوي همه اشكت مي ريزه.. دست خودت نيست... آروم گريه مي كني... ولي سريع جلو ي خودت رو مي گيري كه يهو ديگران هاج و واج تورو نگاه نكنن...
دلت خيلي چيزا رو مي خواد.. خيلي چيزا.... آخ كه گاهي دلت داره مي تركه از اون همه خواستن....
...
ريمينينگ وردز۱: اومديم غربت!
ريمينينگ وردز۲: الان از اون وقتاست كه دلم خيلي چيزا رو مي خواد....
ريمينينگ وردز۳: بعضي وقتا يه حرف بچه گانه ، يه دعواي بچه گانه ، يه دلخوري كاملا كاملا بچه گانه همه چيو بهم مي ريزه.. حال تورو.. احوال تو رو... روز تورو.... تنها كاري كه مي توني نشون بدي كه از اون دعواي بچه گانه ناراحتي اينه كه به چشم هاي اون طرف نگاه نكني...
ريمينينگ وردز۴: به خدا دست خودم نيست... بخدا دست خودم نيست...
ريمينينگ وردز۵ : بس كه اسم تورو خوندم بوي تو داره نفس هام.... (دارم اين آهنگ رو گوش مي دم)
ريمينينگ وردز۶: نسرين بانوي ما ، يه التماس دعا داره واسه سلامتي يه فرشته... واسه اين فرشته رو لب هات ذكر قشنگ سلام بر پيامبر رحمت رو جاري كن...
....
دلخوريم... با فاصله از هم ايستاديم... هر دو نگاهمون روي زمينه...
يهو مي پرم تو بغلت.... آروم دم گوشت مي گم تو نباشي من مي ميرم، دردت به جونم...
بغلم مي كني .. مي بوسيم... مي گي : عُمرمي....










