این روزا نگران حال یه عزیزی ام که خیلی واسم عزیزه...
نگران یکی ام که از بچگی همیشه پیش هم بودیم و با اینکه خیلی ازم بزرگتره ولی خیلی وقتا سنگ صبورش بودم.. یکی که خیلی باهم رفیقیم...
این روزا وقتی رو تخت بیمارستان می بینمش بدون اینکه بخوام اشکام می ریزن و بغضم می ترکه. منی که نمی ذارم کسی اشکام رو ببینه بی هیچ اختیاری جلوی همه گریه می کنم...
داداشم.. داداش خوبم.. سیاوش عزیزم...
داداشی نمی دونی وقتی بعد از تصادفت صورتت رو اونجوری دیدم چه حالی شدم... نمی دونی وقتی اون ابروهای قشنگت که همیشه مادربزرگم قربون صدقه شون می رفت رو زیر خون دیدم چه حالی شدم. داداش چشمات کبوده.. اینقدر خواب بودی که حتی نفهمیدی آبجی کوچولوت کلی راه اومده فقط تورو ببینه...

یادته داداشی ، یادته وقتی منم تصادف کردم شونه هاتو بهم می دادی تا گریه کنم؟ یادته بغلم کردی تو خیابون تا درد کشیدنم یادم بره؟ داداشم یادت می آد یه بار که از درد گریه می کردم گفتی آبجی کوچولوی من گریه نکن... یادته بهم می گفتی گریه کن خالی شی؟ یادت می آد همین چند روز پیش به شوخی بهم اس ام اس زدی آبجی گریه کن خالی شی؟! داداشم حالا ابجی کوچولوت داره گریه می کنه . داره واسه داداشش گریه می کنه. همه می گن زود خوب می شی ولی من که نمی تونم اینجوری ببینمت.
دستمو فشار می دادی. چند دقیقه پیشت بودم ولی اینقدر دستم رو فشار دادی که می خواستم بمیرم برات که داری این همه بیتابی می کنی.
یادته همیشه وقتی می دیدمت دستم رو می ذاشتم رو گونه ام و بهت با مسخره بازی می گفتم "بوسم بکن! " تو هم می خندیدی! امروز من بوست کردم با اینکه صورتم خیس بود از اشک.. پیشونیت رو که پر از زخم بود بوسیدم داداشیم...
اومدم ببینمت.دم در که دیدم خشکم زد... فقط گریه کردم...
سیاوش خوبم.. زود خوب شو داداش. یادته چقدر شمع بلند و کلفت دوست داشتی؟ حالا واست خریدم رنگ آبیشو که خیلی دوست داری. با یه دسته گل نرگس که دیوونه شی.... داداشی زود خوب شو بیا ببین بلاخره واست خریدمش...
داداشم زود خوب می شی؟ زود خوب شو. دل آبجیت بدجوری بیتابته...
..
ببخش دوست خوبم این چند روز خیلی بی حوصله ام. خیلی..
...
داداشم امروز آروم تره.. کمتر بیقراری می کنه. دستش رو از تخت باز کردن. صبح به خاطر یه لیتر خونی که از دست د اده بود بهش خون دادن. فقط هنوز نمی تونه خوب با کسی حرف بزنه بخاطر مسکن های قوی که بهش می زنن. چند روز دیگه عملش می کنن... امروز نرفتم از نزدیک ببینمش رفتم پشت شیشه...اونجا هم آروم گریه کردم... شما بگین ضعیفم ولی دست خودم نیست بخدا... باور کن....
واسه داداشیم دعا کن....